کد خبر: 1353426
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
سیدعبدالله متولیان

چه می‌شود اگر یک نظام سیاسی چنان قدرتی را در میان مردم توزیع کند که حتی حذف فیزیکی رأس هرم هم قادر به از کار انداختن آن نباشد؟ این معمای راهبردی، پاسخ خود را در «انقلاب سوم» ایران یافته است، جایی که مردم از «مخاطب امنیت» به «متولی آن» تبدیل شدند. آنچه در شب‌های جهاد خیابانی رقم خورده، نه یک واکنش احساسی، که تولد دکترین دفاعی جدیدی مبتنی بر «بازدارندگی نفوذناپذیر» است که تمام نظریه‌های کلاسیک قدرت را باطل کرده است. آنچه رخ داده، فروپاشی دشمن (که برای فروپاشی جمهوری اسلامی ایران دست به تجاوز زده است) در برابر «بعثت ملت ایران» به عنوان پدیده‌ای بی‌سابقه است. دشمن انتظار داشت با «ضربه نهایی» سر هرم را قطع کند، اما غافل از اینکه مرکز ثقل قدرت در ایران از یک فرد یا نهاد، در «لایه‌های غیرقابل‌حذف اجتماعی» توزیع شده و قدرت از حالت نهادی به «حالت زیسته» درآمده است. 
۱. قدرت توزیع‌شده، ضربه‌ناپذیری راهبردی: دستاورد اصلی انقلاب سوم، ارتقای «بازدارندگی کلاسیک» مبتنی بر موشک و ارتش به «بازدارندگی شبکه‌ای جامعه‌محور» است. در دکترین نوین ایران، هر مسجد و هیئت، هر محله و صنف، یک «گره دفاع اجتماعی» مستقل است که در صورت هدف قرار گرفتن مراکز فرماندهی، همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد. این همان «توزیع‌شدگی قدرت» است که سیستم‌های متمرکز و سلسله‌مراتبی را در برابر ضربات دقیق، شکننده و این مدل را «ضربه‌ناپذیر» می‌کند. دشمن دیگر نمی‌تواند با یک «حمله جراحی»، بدنه نظام را از کار بیندازد. 
۲. مدیریت «تکثر»، پادزهر جنگ ترکیبی: یکی از ظریف‌ترین لایه‌های این معماری، بازتعریف انسجام ملی بر پایه «وحدت در عین تنوع و تکثر» است. دکترین‌های جنگ ترکیبی، «شکاف‌های اجتماعی» را اصلی‌ترین نقطه نفوذ خود تعریف می‌کنند. اما آنچه در الگوی حضور خیابانی مردم در ایران رخ داده، ذوب شدن یخ‌های قومی، مذهبی و سیاسی است. پذیرش صریح تفاوت‌ها و تلاش برای هماهنگی در عین تکثر، یک مانور واقع‌گرایانه برای کاهش اصطکاک‌های داخلی است که هزینه‌های کنترل امنیتی را کاهش داده و امنیت داخلی را به یک «تولید عمومی» تبدیل کرده است. 
۳. از توازن وحشت تا توازن پایداری: این دکترین دفاعی جدید، ایران را به سمت «بازدارندگی نفوذناپذیر» سوق می‌دهد. بازدارندگی‌ای که نه با تهدید به ضربه متقابل، که با غیرممکن‌سازی اشغال و تغییر رفتار اجباری تعریف می‌شود. این مدل را می‌توان به عنوان «الگوی دفاعی نوین» به متحدان منطقه‌ای بسط داد. پیام روشن این تحول به بازیگران منطقه‌ای و جهانی این است: «هر روز که امریکا در این تله باقی می‌ماند، ایران یک گام به تثبیت مدل قدرت مردم‌بنیان خود نزدیک‌تر می‌شود.» ماندن در منطقه برای متجاوزان، هزینه‌ای بی‌انت‌ها و فاقد دستاورد خواهد بود. 
۴. سهامداران اقتصاد و امنیت، پایان سلاح تحریم: عمیق‌ترین پیوند در این هندسه جدید، پیوند «امنیت» و «اقتصاد» است. وقتی مردم خود را «سهامداران اصلی امنیت» بدانند، ثبات داخلی نه با نیروی انتظامی، که با اراده عمومی حفظ می‌شود. ایران می‌تواند خود را به عنوان «جزیره ثبات در قلب بحران» به قدرت‌های رقیب امریکا معرفی کند و ریسک سرمایه‌گذاری را کاهش دهد. این همان «عمق استراتژیک داخلی» است که بزرگ‌ترین ضربه را به سلاح تحریم وارد می‌کند. وقتی تحریم نتواند جامعه را به آشوب بکشاند، «تروریسم اقتصادی» امریکا برای همیشه شکست خورده است. 
مقام معظم رهبری، معمار هندسه نوین قدرت در ایران، در پی آن هستند که الگویی را به نمایش بگذارند که قدرت واقعی نه در موشک‌هایی که می‌توانند منهدم شوند، بلکه در باوری نهفته است که نمی‌توان آن را ترور کرد. «انقلاب سوم» ملت ایران، منشور گذار از «دفاع واکنشی» به «مقاومت پیش‌رونده» است، جایی که قدرت نه از بالا به پایین، که از بطن و متن محلات به سمت ساختار کلان جریان می‌یابد. این، سخت‌ترین و گران‌قیمت‌ترین نوع هدف برای هر عملیات براندازی یا فشار خارجی است. ۱۴۰۵، سالی است که معماری «ایران قوی» بر ستون‌های مستحکم «مردم» بنا شده است، معماری‌ای که نه‌تنها با گلوله فرو نمی‌پاشد و با دلار تسلیم نمی‌شود، بلکه هر عامل بازدارنده به استحکام درونی و تقویت هر چه بیشتر اتحاد ملی و امنیت ملی کمک می‌کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار